close
چت روم
خير و نيكي در مثنوي مولانا

خير و نيكي در مثنوي مولانا

نويسنده:


report iconخلاصه مقاله:

خير و نيكي در در مثنوي معنوي از جايگاه ويژه اي برخوردار است . با ديدگاه وحدت بين مولوي نيكي فيضي است كه از جانب حق شامل نكوكار ميشود، همانطور كه طلب و درخواست نيز از جانب حق صادر مي شود. هم طلب از توست هم آن نيكويي ما كي ايم اول تويي آخر تويي در مثنوي مولانا ابيات زيادي در مورد خصوصيات خير و نيكي است كه در اين مقاله با ذكر ابيات مربوط به آنها پرداخته مي شود. از نظر مولانا عمل نيك تا ابد همراه انسان خواهد بود، نيكي به همه اعم از دوست و دشمن لازم است و نيكي، دشمنان را در زمره دوستان قرار مي دهد، نيكي مستمر تيرگي را از دل مي زدايد ، بهترين مردم كسي است كه نفع بيشتري به مردم مي رساند، ميزان خير و نيكي ملاك نيست، بلكه وسعت ديد و همت افراد مهمتر است، خير و نيكي بايد در موضع خود انجام شود و گرنه هر خير و نيكي مناسب به جاي عدل، ظلم را حكمفرما مي كند، احسان و نيكي چاره دفع بلا و داروي دردهاست. چاره دفع بلا نبود ستم چاره احسان باشد و عفو و كرم گفت الصدقه مرد للبلا داو مرضاك بصدقه يا فتي از نظر مولانا ايثار و انفاق مانند زراعت تخم هاي پاك در زمين حق است كه نه تنها اين زراعت ضرر ندارد بلكه از كاشتن هر دانه صدها دانه برداشت مي شود. مال در ايثار اگر گردد تلف در درون صد زندگي آيد خلف در زمين حق زراعت كردني تخم هاي پاك آنگه دخل ني در نهايت، مولانا در داستاني شگرف در مورد عزم با يزيد براي سفر حج، شادكردن دل مردم و خير و نيكي به آنها را از حج البيت، برتر ميداند، كه دل مومن خانه حق است و كعبه هر چند خانه بر اوست، اما دل مومن خانه سر اوست. در نهايت از ديد مولانا فرد نكوكار، كار نيك را براي به دست آوردن پاداش انجام نمي دهد، اما با اين وجود، احسان و انفاق بهترين سرمايه براي جهان باقي است. ما نقص مال من الصدقات قط انما الخيرات نعم المرتبط




[ چهارشنبه 24 تير 1394 ] [ 17:20 ] [ علی قاسمی ]

مطالب مرتبط

قالب وبلاگ